در حسرت اخلاق سیاسی

نتایج آراء: 0

نویسنده: 

سخن را با یکی از جملات گرانسنگ حضرت سید الساجدین (ع) در دعای مکارم الاخلاق آغاز کنیم:

«اللهم صل علی محمد و آل محمد و لاترفعنی فی الناس درجة الا حططنی عند نفسی مثلها و لا تحدث لی عزا ظاهرا الا احدثت لی ذلة باطنة عند نفسی بقدرها»

بارخدایا! بر محمد (ص) و خاندان محمد درود فرست و درنظر مردم برای من درجه ای را بالا مبر مگر آن که به همان مقدار در نفس خودم فرود آوری و برای من عزت ظاهری پدید نیاور مگر آن که به همان اندازه در نفس خودم ذلت باطنی پدید آوری.»

سخنی را نیز از پیر مرادمان امام راحل، معمار اندیشه اسلامی عصر بنگریم: «خدا نکند انسان پیش از آن که خود را بسازد جامعه به او روی آورد و در میان مردم نفوذ و شخصیتی پیدا کند که خود را گم می کند، خود را می بازد.»

و نیز گفتاری را از مقام معظم رهبری که اخیرا با مسئولین نظام فرمودند ملاحظه کنیم: «ما مسئولان باید خود را بسازیم مرتب با خود کلنجار برویم، یکدیگر را به حق وصیت کنیم، یکدیگر را ارشاد کنیم، مثل آئینه در مقابل یکدیگر عیوبمان را صادقانه به یکدیگر نشان دهیم، بنا را بر رفع عیب بگذاریم و خود را روز به روز بهتر کنیم... اگر نماینده مجلسیم، اگر عضو دولتیم، اگر از مسئولان قضائی هستیم، اگر روحانی هستیم، هر کجا قرار داریم اولین و مهمترین وظیفه را اصلاح کار خود بدانیم... ما اگر خود را اصلاح کردیم جامعه را اصلاح کرده ایم.»

هرچند نگارنده این مقال خود را کوچکتر از آن می داند که با مسئولین نظام در مقوله اخلاق سیاسی سخنی بگوید اما به مصداق کلام گهربار پیامبر گرامی: «والنصیحة لائمة المسلمین » که تذکر خیراندیشانه به مسئولان را از وظائف مسلمانان برشمرده و کوتاهی از انجام آن را نوعی غش و غل دانسته اند لازم می داند مقداری بی تعارف و با صراحت حرف بزند. سخن با آن عده از مسئولان، نمایندگان و کارگزاران است که به مسئولیت خویش به درستی عنایت ندارند، شرائط زمان را نادیده گرفته و به اخلاق سیاسی بی توجه اند، سر به زیر انداخته هرچه بر زبانشان آمد می گویند و هر چه می خواهند می کنند و غافل از آنند که گفتارشان چه پی آمدهای منفی دارد و اعمالشان چه بازتابی در جامعه به جای می گذارد، پشت تریبون ها قرار می گیرند و نسنجیده سخن می گویند و توجه ندارند که به آبروی نظام لطمه می زنند، دشمنان را شاد می کنند، خوراک تبلیغاتی برای رسانه های صهیونیستی و استکباری فراهم می آورند، فرصتی را که ملت به آنها داده و باید در خدمت دین و کشور و ملت خرج کنند تلف نموده و به جر و بحث های سیاسی و جناحی و تشنج آفرینی دامن می زنند و تازه طلبکار هم هستند و توقع دارند زیر لوای مصونیت سیاسی فراتر از قانون و مصلحت عمل کنند و مدعی نداشته باشند و مورد اعتراض و تعقیب قرار نگیرند.

پاره ای دیگر دلباختگان دنیا نیز در پست های سیاسی با اغتنام فرصت سرگرم دنیا و ثروت و تجارت و موافقت اصولی و امثال آن می باشند و گذشته از اشکالات شرعی یا قانونی مسئله، جو افکار عمومی را مسموم می کنند و برخی با اطرافیانشان سرگرم این مسائل اند و در نتیجه، چندین آقازاده انگشت شمار زیر سؤال سوء استفاده قرار می گیرند و حیثیت نوع روحانیت و قداست بیوت عالمان وارسته و مسئولان شایسته را در معرض اتهام قرار می دهند... اینها مسائلی است که این روزها به رسانه های داخل و خارج کشیده شده و بخواهیم یا نخواهیم بر سر زبان ها افتاده و زهر آن به افکار و عقائد پاشیده شده است. هر دو موضوع از افراد مورد اشاره، واقعا تاسف و تاثر دارد چه آنها که در دام مسائل مادی و مالی و سوء استفاده و امثال آن افتاده اند و چه آنان که حدود و ثغور سخن گفتن و آیین و نقد و نظر و تعامل سیاسی را نشناخته و با سخنرانی ها و مصاحبه ها و نوشته ها جو را متشنج می کنند و یا کسانی که با تصفیه حساب های جناحی و تخریب دیگران از محور حق و عدل فراتر رفته اند، هر کدام از اینها به نوعی به آرمان های نظام ستم می کنند و حقوق این ملت را نادیده می گیرند.

با توجه به موارد فوق الذکر چند نکته را یادآور می شویم.

حساب اکثریت مسئولین جدا است

1- اکثر کارگزاران نظام در رده ها گوناگون و نهادهای مختلف بویژه در سطوح عالی مسئولیت، افرادی هستند دلسوز، وارسته وظیفه شناس، که با نیت خالص کمر به خدمت نظام اسلامی بسته و از آلودگی های نفسانی و دنیوی و عقده ها و گرایش های حزبی و جناحی پیراسته اند و بدون شک آن بزرگواران موضوع این مقال نیستند و ستم بزرگی است آنان را در ردیف دیگران قرار دادن و با تعبیر کلی و عمومی درباره آنان سخن گفتن. ولی جای بسی تاسف است که برخی داوری های مغرضانه و یا عجولانه بی گناه و گنهکار را یکسان می نگرد و خشک و تر را به یک آتش می سوزاند که جفایی است غیر قابل بخشش. قرآن کریم خاطر نشان می سازد: «افمن کان مؤمنا کمن کان فاسقا لا یستوون » (1) آیا کسی که ایمان (واقعی) دارد مانند کسی است که به راه فسق می رود؟ اینها مساوی نیستند.

امیرالمؤمنین (ع) در منشور حکومتی خود به مالک اشتر خاطر نشان می سازد: «و لایکونن المحسن والمسی ء عندک بمنزلة سواء فان فی ذلک تزهیدا لاهل الاحسان فی الاحسان و تدریبا لاهل الا سائة علی الا سائة و الزم کلا منهم ما الزم نفسه » (2) نیکوکار و تبهکار در نظرت یکسان نباشد که این امر سبب شود نیکوکاران در کار نیک خود سرد و بی رغبت شوند و تبهکاران در عمل شت خود تشویق گردند. بلکه با هر کس مطابق کارش عمل کن و پاداش مناسب بده.

2- گزینش ها و ارزش گذاری ها!

این دستورالعمل سیاست و مدیریت در اسلام و مکتب علوی است. اما جای تاسف و نگرانی این است که خلاف این عمل شود و افراد فرصت طلب خود را خدوم و مخلص جلوه دهند و مسئولان بالاتر را فریب دهند و آنها که نه سابقه ای درخشان در اسلام و انقلاب داشته و نه عملکردی در خور ستایش در حال حاضر دارند به دلیل سلیقه های شخصی و خوش آمدن های جناحی، پست ها را بگیرند و چون موریانه پایه های نظام را بخورند و در صورت لزوم مورد حمایت هم قرار گیرند!

و در مقابل افراد خدوم، با سابقه و شناخته شده به دلیل حساب های غلط سیاسی و جناحی تصفیه شوند و یا به بازی گرفته نشوند و نظام از آنان بهره نگیرد چرا که اهل تملق و چاپلوسی نیستند و نمی توانند رنگ عوض کنند و هنر نفوذ و فریبکاری را نمی دانند! متاسفانه پیکره نظام مدیریت از این ضعف و عیب اساسی مصون نیست و بسیاری از انتخاب ها و انتصاب ها تحت تاثیر همان عوامل نفسانی و سلیقه ای و خطی و نقش های هنری نفوذی هاست که باید در این خط مشی بازنگری شود و در مدیریت و ساز و کار سیاسی و اجتماعی معیارهای اسلامی و منطقی مد نظر قرار گیرد نه سیاست های خطی و گروهی. و ملاحظات گروهی و جناحی، جای حق و عدل را نگیرد و جبهه بندی ها واقعیت را لوث نکند تا جامعه آرامش نفس پیدا کند و به اجرای عدالت وبرخورد با سوء استفاده ها امیدوار گردد و آبروی کلی نظام با اعمال گروهی خاص خدشه دار نشود. در این خصوص سیره نبوی و علوی بهترین اسوه و سرمشق برای دستگاه های قضائی و اجرایی کشور است. در عهد نبی اکرم (ص) زنی از قبیله ای نام و نشان دار دست به سرقت می زند، پیامبر دستور اجرای حد می دهد و هنگامی که واسطه ها می آیند تا با چانه زدن جلو اجرای حد شرعی را بگیرند، پیامبر در پاسخ آنها جمله معروف خود را می گوید که: «به خدا اگر دخترم فاطمه (س) نیز دست به سرقت بزند، دستش را قطع می کنم » این همان دستی است که رسول خدا بوسه می زند، چرا که تقوا و ایمان و قداست از آن می بارد اما اگر - به فرض محال - از آن خطایی سر زند، از کیفر معاف نمی گردد.

همچنان از قاطعیت امیر مؤمنان (ع) در اجرای عدالت بدون تبعیض، داستان ها و حدیث های فراوانی است که بر همگان روشن است.

ماجرای آقازاده ها!

یکی از سوژه هایی که این روزها به نشریات کشیده شده و بهره برداری تبلیغاتی از آن می شود، عنوان آقازاده ها و سوء استفاده هاست طرح این عنوان - گذشته از کیفیت و صحت و سقم آن - با کلیت و عموم و بهره برداری تبلیغی وتخریبی از این موضوع از شیطنت های برخی نویسندگان و جوسازی علیه مسئولان بویژه روحانیون است.

و این خود ستم دیگری است که افراد بی گناه بسیاری در ردیف دیگران قرار گیرند و جو عمومی آلوده شود.

هزاران تن آقازاده گان هستند که با سادگی و عفت نفس و ریاضت زندگی می کنند و از حریم اتهام مصون اند و در پی مال و منال نیستند، اما هیچ گاه از نقاط مثبت و ارزشی آنها سخنی به میان نمی آید، اما هرگاه چند مورد انگشت شمار به هر شکل مورد اتهام قرار گیرند غوغا سالاری است که به راه می افتد. جای آن دارد که آقازاده ها مصالح مسئولان و پدران روحانی خود و خانواده های علم و فقاهت و قداست حریم روحانیت را پاس دارند و از مظان اتهام خود را مصون دارند و به بازتاب عمل خود و مسئولیت خدایی و اجتماعی خود بیندیشند که این نابخشودنی است، افرادی که خود باید الگو و اسوه دیگران باشند، به پاره ای اعمال دور از شئونات دست یازند و به جای توجه به معنویات و میراث علمی و فقهی، به دنیای دون خود را آلوده کنند و از این رهگذر لطمه به حیثیت اجتماعی بیوتات علم وارد سازند.

و در هر حال برخورد عادلانه و قاطع با رانت خواری و سوء استفاده در هر کجا که باشد شرط اجرای حق و عدل است.

3- تفرقه افکنان

موضوع دیگری که این روزها نقل مجالس و سوژه جرائد و خوراک تبلیغاتی رسانه های دشمن است، اظهارات تفرقه افکنانه و موضعگیری های خصمانه پاره ای افراد رو در روی یکدیگر است. اگر به صدد ریشه یابی این موضوع باشیم به این نتیجه خواهیم رسید که عامل اصلی اختلافات هواهای نفسانی است علاج این امر در آغاز بازگشت به مبانی اخلاقی و تعهدات ایمانی است. حقیقت این است که همه ما انسان ها به درس اخلاق و تهذیب و تزکیه نفس نیاز داریم. و این مراقبت بطور دائم لازم و ضروری است. داستان «ایاز» وزیر سلطان محمود معروف است. این وزیر خردمند پوستینی داشت از عهد شبانی خود، که آن را در اطاقی نهاده بود و همه روزه به آن اطاق می رفت و چندی به تماشای پوستین می نشست، سعایت کنندگان نزد سلطان رفته و از گنجینه ها و دفینه های ایاز در آن اطاق سخن گفتند! و هنگامی که سلطان از ماجرا پرسید، ایاز پاسخ داد: آنگاه که غرور وزارت مرا وسوسه می کند به سراغ این پوستین می روم و غرور نفس را با آن علاج می کنم با خود می گویم: «ای ایاز آن پوستین را یاد آر»

مسئولان امر در نظام اسلامی به خاطر بیاورند که کجا بودند و به کجا رسیدند؟ و این به برکت اسلام و حضور ملت مسلمان و خون پاک شهیدانی است که در راه تحکیم نظام اسلامی سرمایه گذاری کردند. آنها که در هویزه و چزابه و کردستان و خوزستان و دشت ها و قله ها مرگ سرخ را پذیرا شدند، و پس از سالها استخوان های پاکشان را برای پدران و مادران و فرزندان و خانواده هایشان به ارمغان می آورند، صدها هزار شهید و اسیر و معلول به کام مرگ رفتند و گوهر والای آزادی و حق و عدل را از کام اهریمنان بین المللی بیرون کشیدند و این گوهر والا ارزان به دست نیامده است تا ارزان از دست داده شود. این وارثان قدرناشناس که این روزها به گونه های مختلف با ارزش ها بازی می کنند و خود را صاحب همه چیز می دانند و به تعدادی آراء مردمی تکیه می کنند و از مردم سالاری حرف می زنند، و همه چیز را با آن توجیه می کنند، باید فکر کنند که این مردم سالاری در کدام سرزمین روئیده و از کدامین آب تغذیه شده و چه ثمراتی باید به بار آورد و این آقایان کدام بهره را در این مشارکت داشته اند؟ که امروزه در طرنج سیاست بر سر آن سودا می کنند؟ !

این آقایان یا خانم های جوان! که نه از روز حاکمیت طاغوت و شکنجه هایش خبر دارند و نه از روزهای جنگ و مصیبت هایش و سایه نشینانی اند تازه به دوران رسیده، باید بدانند صاحبان این انقلاب نیستند و دست آوردهای انقلاب را نباید فدای منافع و مطامع خود یا دیگران کنند، حال اگر این مسئولیت را نشناسند و خود را اصلاح نکنند، ناگزیر باید به علاج دیگری تن دهند. سخن مقام معظم رهبری شایان تامل است: «ما مجبوریم کسانی را که نمی گذارند وفاق به وجود بیاید به گونه ای علاج کنیم » و امید می رود این افراد راه اول را بپذیرند و از تشنج آفرینی دست بردارند تا نوبت به علاج نهایی نرسد و در هر حال شیطنت ها و تفرقه افکنی ها را دیگر مجال تحمل نیست، و اگر نصیحت های مشفقانه موثر نیفتد علاج نهایی را باید پذیرفت.

 

کلید واژگان (برچسب ها): 

منبع: 

پاسدار اسلام > دی 1380، شماره 241 ، صفحه 15

پاورقی ها: 

1. سجده، 18.

2. نهج البلاغه، نامه 53.

موضوع مقالات: 

تاریخ بازیابی: 

یک‌شنبه, May 4, 2014