سخنانی از امیر مومنان

نتایج آراء: 0

سخنان كوتاهى كه از أمير المؤمنين على عليه السّلام روايت شده است

1- از گنج‏هاى بهشت است: نيكى كردن، پنهانكارى در اعمال نيك، شكيبايى بر بلاهاى سخت و عدم اظهار گرفتاريها و مشكلات.

2- خوش اخلاقى بهترين همنشين است و سرآغاز دفتر مؤمن، خوش اخلاقى اوست.

3- زاهد به دنيا كسى است كه در مقابل حرام، شكيبايى خود را از دست ننهد و حلال، او را از شكرگزارى غافل نسازد.

4- دوستت را به اندازه دوست بدار، مبادا كه روزى دشمنت شود و دشمنت را به اندازه دشمنى كن كه بسا روزى دوستت گردد!

5- هيچ بى‏نيازى چون عقل نيست و هيچ فقرى بدتر از جهل نيست.

6- ارزش هر كس چيزى است كه نيكويش مى ‏داند.

7- اگر حاملان علم، دانش را درست حمل كنند، خدا و فرشتگان و مردمان فرمانبردار الهى، آنان را دوست دارند؛ ولى آنان براى دست يافتن به دنيا آن را به دوش كشيدند و خدا آنان را دشمن گرفت و نزد مردم خوار شدند.

8- برترين عبادت، صبر و خاموشى و انتظار فرج است.

9- همانا بدبختى‏ها را سرانجامى است كه بايد سپرى شود پس اگر بر سر يكى از شما سايه انداخت بايد بدان سر فرود آرد و شكيبايى پيشه سازد تا بگذرد؛ زيرا چاره‏جويى به هنگام روى آوردن بدبختى‏ها، سبب فزونى وخامت آنها گردد.

10- شكيبايى نسبت به ايمان چون سر است نسبت به تن؛ پس هر كه شكيبايى ندارد، ايمان ندارد.

11- مؤمن را سه ساعت است: ساعتى كه در آن با پروردگارش راز و نياز نمايد، ساعتى كه به محاسبه نفس خود پردازد و ساعتى كه به خوشيها و لذّات حلال و زيباى زندگى دمساز شود.

12- خردمند در پى سه كار باشد: بهسازى زندگى، يا گام برداشتن براى آخرت، يا كامجويى از لذّتهاى مشروع.

13- چه بسيار كسان كه خداوند با استمرار احسان خود آنان را گرفتار سازد و چه بسيار كسان كه چون خداوند گناهانشان را پوشيده دارد، مغرور گردند و چه بسيار كسان كه خداوند نام نيكشان را بر زبانها اندازد و آنان فريفته شوند؛ خداوند بنده‏اى را همانند آن كه در نافرمانى مهلتش داد، مورد آزمايش قرار نداده است. خداى عزّ و جلّ فرمايد: «ما فقط به ايشان مهلت مى‏دهيم تا بر گناه خود بيفزايند» [سوره آل عمران (3)، آيه 178].

14- بايد نياز به مردم و بى‏نيازى از آنها را در دل خود فراهم آورى: نياز را از نظر نرم گفتارى و گشاده‏رويى و بى‏نيازى را از نظر آبرومندى و عزّت دائمى.

15- نه خشمگين شويد و نه خشمگين سازيد، سلام را آشكار نماييد و سخن پاك بر زبان رانيد.

16- شخص بزرگوار اگر مورد مهر قرار گيرد نرم شود و شخص فرومايه هر گاه مورد لطف واقع شود سخت دل گردد.

17- آيا براى شما دين‏شناس واقعى را معرفى نكنم؟ دين‏شناس واقعى كسى است كه به مردم اجازه نافرمانى ندهد و از رحمت الهى نوميدشان ننمايد و از كيفر ناگهانى خداوندى خاطرشان را آسوده نسازد. و از قرآن به خاطر امور ديگر دست برندارد. در عبادتى كه با شناخت توأم نباشد خيرى ندارد و در دانشى كه در آن تفكّر نشود، خيرى ندارد و قرائت قرآن كه در آن تدبّر صورت نگيرد، خيرى ندارد.

18- همانا چون خدا مردم را به محشر گردآورد نداكننده‏اى ميان آنان ندا دهد كه اى مردم! به راستى، امروز نزديكترين شما به خدا آن كس است كه از خدا بيشتر ترسان بوده و محبوبترين شما نزد خدا آن كس است كه نسبت به او خوش كردارتر بوده است و والامقام‏ترين شما نزد خدا آن كس است كه مشتاقانه بيشتر كار كرده و گرامى‏ترين شما به درگاهش پرهيزگارترين شماست.

19- در شگفتم از مردمى كه از خوراك به خاطر گزندش پرهيز مى‏كنند چگونه از گناه به خاطر آتش دوزخ پرهيز نمى‏كنند؟! در شگفتم از مردمى كه بندگان را به مال خود مى‏خرند چگونه از خريدن آزادگان به وسيله احسان خويش به آنان، خوددارى مى‏كنند؟! آنگاه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: به راستى، حقيقت نيكى و بدى شناخته نمى‏شود مگر به مردم، اگر مى‏خواهى نيكى را بشناسى نيكوكار باش تا نيكوكاران را بشناسى و اگر مى‏خواهى بدى را بشناسى بدى پيشه نما تا بدكاران را بشناسى.

20- به راستى، بر شما از دو چيز بيمناكم: درازى آرزو و پيروى هواى نفس؛ امّا درازى آرزو آخرت را به فراموشى مى‏سپارد و امّا پيروى از هواى نفس از حقّ باز مى‏دارد.

21- مردى در بصره در باره «برادران» پرسيد. امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: برادران دو دسته‏اند: برادران مورد اعتماد و برادران بگو و بخند؛ امّا برادران مورد اعتماد، پناهگاه و دست و بال و اهل و مالند؛ پس اگر به برادرى اعتماد دارى مال و كمك خود را از او دريغ مدار و با دوست او دوست باش و با دشمن او دشمن باش و رازش را پنهان دار و عيبش را بپوشان و خوبى‏اش را آشكار ساز. اى پرسشگر! بدان كه آنان بسيار كمياب هستند. و امّا برادران بگو و بخند، پس تو به وسيله آنان از لذّت و خوشى برخوردار مى‏شوى؛ لذا تو اين لذّت را از دست مده و بيش از اين هم از آنان توقّع نداشته باش و همان اندازه كه آنان از خوشرويى و شيرين زبانى تو را برخوردار مى‏سازند تو نيز آنان را برخوردار ساز.

22- مبادا دشمن دوستت را به دوستى گيرى كه به دوستت دشمنى كرده باشى.

23- به صرف شك و ترديد از برادرت مبر و بدون گلايه [و اطلاع از عذر و توضيح او] از او جدا مشو.

24- صبر سه گونه است: صبر بر مصيبت، صبر در راه طاعت و صبر در پرهيز از گناه.

25- هر كه تواند خود را از چهار چيز باز دارد شايسته آن است كه هرگز حادثه ناگوارى نبيند. عرض شد: آنها كدامند؟ فرمود: شتاب، لجبازى، خود بزرگ بينى و سستى.

26- اى مردم! خدا را در هر نعمتى حقّى است، هر كه آن حقّ را ادا كند، خدا نعمت او را افزون نمايد و هر كه در اداى آن كوتاهى ورزد، خود را در خطر نابودى و تعجيل عقوبت انداخته است، پس بايد كه خداوند شما را از نعمت‏ها نگران ببيند همان گونه كه از گناهان ترسانتان مى‏بيند.

27- كسى كه در تنگى و نادارى افتد و آن را حسن نظر خداوند نسبت به خودش نپندارد پاداشى را كه اميدش مى‏رفت، تباه كرده است و كسى كه خداوند در داراييش گشايش داده و آن گشايش را چون دامى پنهان نداند كه خدا براى غافلگيرى او گذاشته، خود را از حادثه هراس انگيزى در امان پنداشته است.

28- آدمى مزه ايمان را نچشد مگر آن كه بداند آنچه بايدش رسيد از وى خطا نكند و آنچه از وى خطا كند نبايدش كه برسد [يعنى به تقدير الهى اعتقاد كامل داشته باشد].

29- چاپلوسى و حسد از اخلاق مؤمن نيست مگر در راه تحصيل علم و دانش.

30- پايه‏هاى كفر چهار تاست: دلبستگى، ترسيدن، رنجيدگى و برافروختگى.

31- شكيبايى كليد دريافتن است و كاميابى در اثر شكيبايى است و هر حاجتخواهى را وقتى است كه دست تقدير آن را مى‏جنباند.

32- زبان، ترازويى است كه نادانى آن را سبك كند و خرد آن را سنگين نمايد.

33- هر كه به ناحق آتش دل خود را فرو نشاند، خدا به حقّ، [مزه‏] خوارى را به او بچشاند. به راستى، خدا دشمن چيزى است كه ناپسند مى‏دارد.

34- هر كه از خدا طلب خير كرد سرگردان نشد و هر كه مشورت نمود پشيمان نگشت.

35- سه چيزند كه هر كس بر آنها مواظبت نمايد خوشبخت شود: چون نعمتى بر تو آشكار گشت خدا را سپاس گوى و چون تأخيرى در روزيت پديد آمد استغفار نما و چون با مشكل و سختى مواجه گشتى بسيار بگوى: «لا حول و لا قوّة إلّا باللَّه».

36- دانش سه گونه باشد: دانش فقه براى دين، دانش پزشكى براى تن و دانش نحو براى زبان [دستور زبان‏].

37- حقّ خدا به هنگام سختى، اظهار رضايت و شكيبايى است و حقّ او به هنگام راحتى، ستايش و سپاسگزارى است.

38- ترك خطا آسان‏تر از توبه كردن است و چه بسا ساعتى شهوت كه غم درازى را به دنبال دارد. مرگ، رسوايى دنياست كه در اين جهان براى هيچ دانايى شادى و براى هيچ عاقلى لذّتى باقى نگذشته است.

39- دانش پيشواست و كردار راننده و نفس سركش و چموش.

40- بنده دامنه آرزو را نگسترد جز آن كه كردار [براى آخرت‏] را به فراموشى سپارد.

41- آدمى زاده شبيه‏ترين چيزى است به ترازو كه يا در اثر نادانى سبك شود و يا در اثر دانايى سنگين گردد.

42- جان و مال خود را به برادرت نثار كن و عدل و انصافت را به دشمنت ارزانى نما و همگان را از خوشرويى و نيكى خود برخوردار ساز و بر مردم سلام كن تا بر تو سلام نمايند.

43- سروران مردم در دنيا، افراد سخاوتمندند و در آخرت، تقوا پيشگانند.

44- ترس همراه نوميدى است و شرم موجب بى‏بهرگى است و حكمت گمشده مؤمن است كه بايد در طلب آن باشد گرچه در دست افراد بد باشد.

سخنان امام علی درباره دنيا

1- آغاز قطع رابطه پرده افكنى است. بر كسى كه زود رنج و ملول است افسوس مخور. زشت‏ترين مكافات، مجازات با بدرفتارى است.

2- قناعت پيشه ساز تا به عزّت دست يابى.

3- شكيبايى سپر نادارى است و حرص نشانه نيازمندى است. خودآرايى اجتناب از زبونى است. پند پناهگاه هر كسى است كه به آن پناهنده شود.

4- دانش به هر كس لباس بپوشاند عيب آن شخصى از ديده مردم مخفى ماند.

5- حسود از زندگى بى‏بهره باشد و ملول از دوستى و دروغگو از مردانگى.

6- در سايه تنهايى به پايدارى عزّت خويش دست ياب.

7- هر عزيزى كه تحت قدرت و سلطه‏اى قرار گيرد، ذليل گردد.

8- دو چيز مردم را هلاك كند: ترس فقر و طلب فخر.

9- اى مردم! از دنيا دوستى بر حذر باشيد كه آن سرچشمه هر خطا و در ورودى هر بلا و همراه هر فتنه و باعث هر مصيبت و گرفتارى است.

10- حضرت على عليه السّلام هنگامى كه در بازارها مى‏گشت و اهل بازار را اندرز مى‏داد، فرمود: اى بازاريان! در آغاز كار از خدا طلب خير نماييد و با آسان‏گيرى در معامله بركت جوييد و با مشتريان كنار بياييد و خود را به بردبارى بياراييد و از سوگند باز ايستيد و از دروغ كناره گيريد و از ستم [به مشترى‏] دورى كنيد و به مظلومان انصاف دهيد و به دوروبر ربا نرويد و «پيمانه و ترازو را تمام نهيد و اموال مردم را كم مدهيد» [سوره اعراف (7)، آيه 85] «و در زمين سر به فساد بر مداريد» [اعراف (7)، آيه 74].

11- هيچ بنده‏اى مزه ايمان را نچشد، مگر آنگاه كه دروغ- چه به شوخى و چه به جدّى- را ترك كند.

12- شايسته است مرد مسلمان از دوستى با دروغ پرداز دورى نمايد؛ زيرا وى آن قدر دروغ پردازى نمايد كه سخن راستش هم باور نشود.

13- بزرگترين گناه به ناحق بردن مال مسلمان است.

14- هر كه از قصاص بترسد، دست از ستم بر مردم بكشد.

15- ستمگرى چون حسود نديدم كه به ستمديده شبيه‏تر باشد.

16- ستمگر و ياور ستمگر و كسى كه به ستم او راضى باشد هر سه در ستم شريك هستند.

17- صبر دو گونه است: صبر هنگام مصيبت كه نيكو [و زيبا] است و بهتر از آن صبر در برابر محرّمات الهى است. و ذكر دو گونه است: ياد خدا هنگام وقوع مصيبت كه نيكو و زيباست و برتر از آن ياد خدا در برابر محرّمات الهى است تا مانع انجام آن شود.

18- بار خدايا! مرا نيازمند هيچ از بدان خلقت مساز و هر نيازى كه بر من مقدّر كرده‏اى حواله آن را به خوشروترين و بخشنده‏ترين و گوياترين و كم منّت‏گذارترين آنان ده.

19- خوشا به حال آن كس كه در طاعت خدا با مردم انس گيرد و مردم نيز با او انس گيرند.

20- به راستى، از حقيقت ايمان آن است كه بنده راستگويى را شيوه خود سازد تا از دروغ- در آنجا هم كه سود دارد- نفرت داشته باشد. و نبايد مرد با گفتار خود به شمارش علم خود پردازد.

21- امانت را به صاحبش باز پس دهيد گرچه كشنده فرزندان پيامبران باشد.

22- تقوى اساس ايمان است.

23- هان! ذلّت در راه طاعت خدا به عزّت نزديكتر است از همدستى در راه نافرمانى خدا.

24- مال و فرزندان كشت اين جهان‏اند و عمل صالح كشت آن جهان و بسا باشد كه خداوند اين هر دو نعمت را نصيب مردمانى سازد.

25- فرزانه نيست آن كس كه مدارا نكند با كسى كه راه چاره‏اى جز مدارا با او نيست.

26- بنده مزه ايمان را نچشد مگر آن كه بداند آنچه بايد به او برسد خواهد رسيد و آنچه نبايد به او برسد نخواهد رسيد.

کلید واژگان (برچسب ها): 

منابع: 

«1» تحف العقول؛ ترجمه حسن زاده، خلاصه ای از صفحات 341-376

تاریخ بازیابی: 

سه‌شنبه, July 15, 2014