شب قدر در احادیث

نتایج آراء: 0

نویسنده: 

چه كارى در شب قدر واقع مي شود؟

1- تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ ظاهر اين كلمات ميرساند كه در شب قدر ملائكه و جبرئيل (روح شايد ملك ديگرى باشد) براى تمشيت همه كارها نازل ميشوند. آيا بزمين نازل مي شوند؟ آيا براى كارهاى يكساله نازل مي شوند تا شب قدر سال آينده؟ آيا بمحضر پيغمبر و جانشينان او عليهم السلام مي رسند؟ آيا بمؤمنان سلام مي دهند؟ اوائل سوره دخان كه مستحبّ است شب 23 رمضان خوانده شود چنين است: حم. وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ. إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ. فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ. أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ. رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ‏ دخان: 1- 6. اين آيات مي گويند: قرآن در شبى با بركت نازل شده، براى انذار نازل شده كه خدا بوسيله پيامبران گذشته هم انذار ميكرده است، در آنشب هر كار حكيمانه از هم جدا و متمايز مي شود، كار حكيمانه ‏اي كه از جانب خداست، تفريق و متمايز شدن و تعيّن كارها رحمتى است از جانب خدا كه گفتار و درخواست همه را مي شنود و بهمه چيز داناست اينكه خدا مي فرمايد: وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ‏ حجر: 21. آيا قدر معلوم نازل شده‏ها در شب قدر معين مي شود؟ از آيات گذشته دو چيز بطور يقين بدست مي ايد يكى اينكه در شب قدر امور از هم متمايز و منفصل مي شوند و تقديرات از هم جدا و روشن مي شوند ديگر اينكه شب قدر هميشه هست و خواهد بود زيرا «فِيها يُفْرَقُ ...» «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ ...» هر دو مضارع‏اند و دلالت بر دوام دارند، رواياتيكه در ذيل براى نمونه نقل ميشود مؤيّد استظهارات فوق است:

«... إِنَّهُ لَيَنْزِلُ فِى لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِيِّ الْأَمْرِ تَفْسِيرُ الْأُمُورِ سَنَةً سَنَةً يُؤْمَرُ فِيهَا فِي أَمْرِ نَفْسِهِ بِكَذَا وَ كَذَا وَ فِي أَمْرِ النَّاسِ بِكَذَا وَ كَذَا ...» (كافى از امام باقر عليه السّلام).

يعنى در شب قدر بولى امر (امام هر عصر) تفسير امور سال بسال نازل ميشود درباره خويش و مردم بدستورات مخصوصى مأمور ميگردد.

«... لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ جَلَّ ذِكْرُهُ لَيْلَةَ الْقَدْرِ أَوَّلَ مَا خَلَقَ الدُّنْيَا وَ لَقَدْ خَلَقَ فِيهَا أَوَّلَ نَبِيٍّ يَكُونُ وَ أَوَّلَ وَصِيٍّ يَكُونُ وَ لَقَدْ قَضَى أَنْ يَكُونَ فِي كُلِّ سَنَةٍ لَيْلَةٌ يُهْبَطُ فِيهَا بِتَفْسِيرِ الْأُمُورِ إِلَى مِثْلِهَا مِنَ السَّنَةِ الْمُقْبِلَةِ ...» (كافى از امام باقر عليه السّلام).

اين روايت از روايت قبلى اعمّ است.

«... يُقَدَّرُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ كُلُّ شَيْ‏ءٍ يَكُونُ فِي تِلْكَ السَّنَةِ إِلَى مِثْلِهَا مِنْ قَابِلٍ مِنْ خَيْرٍ وَ شَرٍّ طَاعَةٍ وَ مَعْصِيَةٍ وَ مَوْلُودٍ وَ أَجَلٍ أَوْ رِزْقٍ فَمَا قُدِّرَ فِي تِلْكَ السَّنَةِ وَ قُضِيَ فَهُوَ الْمَحْتُومُ وَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهِ الْمَشِيَّةُ ...» تفسير برهان از امام باقر عليه السّلام.

يعنى: در شب قدر هر شى‏ء تا شب قدر آينده در آنسال مقدّر و معيّن ميشود از خير، شرّ، طاعت، گناه، ولادت، مرگ و روزى و هر چه در آنسال تقدير شده حتمى است و خدا را در آن مشيّت است و خدا در آن مسلوب القدرة نيست. در تفسير برهان است كه ابو ذر گويد: برسول خدا گفتم ليله قدر چيزى است كه در زمان انبياء ميشود و در آن امر بر آنان نازل ميگردد و چون رفتند برداشته ميشود؟ فرمود: «لَا بَلْ هِيَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ» امور چطور تفصيل ميشود؟ بملائكه چطور خبر ميرسد؟ واقعيت اين قضايا چيست؟ خدا بهتر ميداند، ولى عبادت آنشب را در سرنوشت نيكوى يكساله تأثير بسزائى است. در دعاهاى مخصوص آنشب نيز باين قضايا اشاره شده است.

2- «سَلامٌ هِيَ» آنشب سلامتى است. اين سلام قهرا شامل حال بندگان خداست و اگر مراد سلام دادن ملائكه باشد چنانكه در بعضى روايات وارد شده آنهم براى بندگان مخصوص است چنانكه در «سلم» از صحيفه سجّاديه نقل شد.

3- شب قدر كدام شب است؟ در ابتداى بحث گفته شد كه آن يقينا در ماه رمضان است ولى كدام شب از شبهاى آن ماه است؟ نزديك به يقين‏ آنست كه شب بيست و سوم آن ماه باشد. در مجمع از امام صادق عليه السّلام نقل شده براوى فرمود: «اطْلُبْهَا فِي تِسْعَ عَشْرَةَ وَ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ وَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ» در اين روايت امام عليه السّلام سه شب را لا على التعيين فرموده است، ظاهرا براى آنست كه هر سه شب را بعبادت و دورى از گناهان بسر برند. باز در مجمع از عياشى از امام باقر عليه السّلام نقل شده كه فرمود: آن در دو شب 21 و 23 (رمضان) است راوى گفت: يكى معيّن كنيد فرمود: ضررى ندارد كه در هر دو عمل كنى آن يكى از آندو است. شيعه و اهل سنت روايت كرده‏اند عبد اللّه انيس انصارى (جهنىّ) برسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت: منزل من از مدينه دور است شبى را امر كنيد كه در آن داخل مدينه شوم. حضرت شب بيست و سوم را امر فرمودند. لذا آنشب را شب جهنى مي خواندند. ولى مشهور در ميان اهل سنّت شب هفدهم رمضان است.

شب قدر از دیدگاه امام صادق علیه السلام

1- به ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفتم: شب قدر كدام شب از شبهاى ماه رمضان است؟ ابو عبد اللَّه گفت: در شب بيست و يكم و يا شب‏ بيست و سوم پذيراى آن باش.

2- از ابو جعفر باقر (ع) و يا ابو عبد اللَّه صادق (ع) پرسيدم: شب قدر، با چه علامتى شناخته مى‏ شود، آن سرور گفت: نشانه شب قدر آن است كه نسيم آن شب مطبوع و دلاويز مى‏ شود: اگر فصل سرما باشد، سوز سرما به گرمى مى‏ گرايد و اگر فصل گرما باشد، سوز گرما به سردى و خنكى مى ‏گرايد، به حدّى كه مطبوع مى‏ شود. يك نفر پرسيد كه در شب قدر، چه مسائلى تقدير مى‏ شود؟ آن سرور گفت: در شب قدر، فرشتگان و دبيران تا آخرين آسمان فرود مى ‏آيند و مقدّرات سال آينده را ثبت مى‏ كنند و مصائبى كه بر مردم نازل مى‏ شود، آمار مى‏ كنند. با وجود اين اجراى همه اين مقدّرات، متوقف بر خواست خداوند است: آن چه را بخواهد مقدّم مى‏ دارد و آنچه را بخواهد مؤخر مى ‏دارد. برخى از نوشته‏ها را محو مى ‏كند و نوشته‏ هاى ديگرى مى‏افزايد: منبع همه نوشته‏ ها نزد او است.

3- ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفت: برآورد و آمار، در شب نوزدهم صورت مى ‏گيرد، و در شب بيست و يكم به ثبت مى‏ رسد و در شب بيست و سوم إمضاء مى ‏شود.

اخباری که در شان شب قدر آمده

1- و امام صادق عليه السّلام فرمود: در شب نوزدهم ماه رمضان تقدير و در شب بيست و يكم قضا، و در شب بيست و سوّم ابرام حوادث و وقايعى است كه تا چنين شبها از سال آينده رخ مى‏ دهد. و خداى عزّ و جلّ قادر است كه هر چه بخواهد در باره خلق خود انجام دهد.

2- و رفاعه از آن امام عليه السّلام روايت كرده است كه فرمود: شب قدر اول سال و آخر آن است.

3- و مردى در مقام سؤال از امام صادق عليه السّلام گفت: مرا در خصوص شب قدر آگاه ساز، كه آيا شبى بوده و سپرى شده، يا در هر سال وجود دارد؟ پس امام عليه السّلام فرمود: اگر شب قدر مرتفع شود هر آينه قرآن مرتفع شده است.

4- و حمران از امام ابو جعفر عليه السّلام در باره معنى قول خداى عزّ و جلّ: «انا انزلناه في ليلة مباركة» سؤال كرد، امام فرمود: آن شب مبارك شب قدر است، و آن هر سال در ماه رمضان در ده شب اواخر آن ماه است، و قرآن جز در شب قدر نازل نشده است، خداى عزّ و جلّ در اين باره فرموده است: «فيها يفرق كل امر حكيم». فرمود: در شب قدر هر چيزى از خير يا شرّ، يا طاعت يا معصيت، يا مولود يا اجل يا رزق كه در آن سال تا سال آينده و شب قدر بعد تحقّق مى‏يابد مقدّر مى‏شود، پس هر چيز كه در آن شب تقدير شود و به امضاى قضا برسد، آن چيز امرى حتمى، و تخلّف ناپذير است، و خداى عزّ و جلّ را در باره آن مشيّتى است. راوى گفت: گفتم معنى اين بيان‏ الهى كه فرمود: «شب قدر از هزار شب بهتر است» چيست؟ فرمود: اين آيه ناظر به عمل صالح در شب قدر است، و اگر نه آن بود كه خداى تبارك و تعالى حسنات را براى مؤمنين مضاعف مى‏ساخت، ايشان به كمال فضيلت و ثواب نمى‏رسيدند، ولى خداى عزّ و جلّ حسنات را براى ايشان مضاعف مى‏ سازد.

5- و از امام صادق عليه السّلام سؤال كردند كه: چگونه شب قدر بهتر از هزار ماه است؟ امام عليه السّلام فرمود: انجام عمل صالح در آن شب از انجام آن در هزار ماهى كه شب قدر در آنها نباشد بهتر است.

6- و علىّ بن أبى حمزه، از ابو بصير، از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است، كه فرمود: تورات در شش شب از ماه رمضان گذشته نازل شد، و انجيل در دوازده شب از ماه رمضان گذشته نازل شد، و زبور در شب هجدهم ماه رمضان نازل شد، و قرآن [فرقان- خ ل‏] در شب قدر فرود آمد.

7- و از علاء از محمّد بن مسلم، از يكى از دو امام عليهما السّلام روايت‏ شده است، كه گفت: از آن امام در باره علامت شب قدر سؤال كردم، پس فرمود: علامت آن چنين است كه باد آن شب لطيف و خوشبو است، و اگر آن شب در فصل سرما باشد، گرم مى‏شود، و اگر در موسم گرما باشد سرد و خوش مى‏شود.

8- و از آن امام عليه السّلام در باره شب قدر سؤال كردند، پس فرمود: در آن شب فرشتگان و نويسندگان به آسمان دنيا فرود مى‏ آيند، و همگى وقايعى را كه در آن سال واقع مى‏شود، و هر رويدادى را كه به بندگان مى‏رسد، و هر امرى را كه مشيّت خداى عزّ و جلّ به آن تعلّق گرفته است، مى‏نويسند، پس خداى تبارك و تعالى هر چيز از آنها را كه مقدم مى‏دارد، و هر چه را كه بخواهد به تاخير مى‏اندازد، و محو مى‏كند، و ثابت مى‏دارد، و امّ الكتاب در نزد او است.

9- و از علىّ بن ابى حمزه روايت شده است كه گفت: در محضر امام صادق عليه السّلام بودم، كه ابو بصير به آن امام معروض داشت: فدايت شوم، آن شبى كه اميدها را عرضه مى‏دارند و خواستنى‏ها را مى‏خواهند كدام شب است؟ پس امام عليه السّلام فرمود: آنها را در شب بيست و يكم يا بيست و سوّم عرضه مى‏كنند، ابو بصير گفت: پس اگر بر احياى هر دو شب قدرت نداشته باشم؟ آن حضرت عليه السّلام‏ فرمود: چه سهل است احياى دو شب در برابر آنچه تو ميطلبى! راوى گفت: گفتم: بسا سالها اتّفاق افتاده است كه ما در سرزمين خودمان ماه را ديده‏ايم، ولى كسى نزد ما آمده كه خلاف آن را در سرزمين ديگر به ما خبر مى‏دهد، در اين صورت چه كنيم؟ فرمود: چه سهل است احياى چهار شب در برابر آنچه تو ميطلبى! گفتم: فدايت شوم، شب بيست و سوّم شب «جهنى» است؟ فرمود: چنين مى‏گويند. گفتم: فدايت شوم، سليمان بن خالد روايت كرده است كه، در نوزدهم نام كسانى كه مقدّر است تا به حجّ روند نوشته مى‏شود، امام فرمود: اى ابا محمّد نام جمعيت واردين و وافدين حجّ و بلاها و مرگها و روزيها و همگى حوادثى كه تا شب قدر سال آينده اتّفاق مى‏افتد، در شب قدر نوشته مى‏شود، پس آنها را در بيست و يكم و بيست و سوّم طلب كن، و در هر يك از آن دو شب صد ركعت نماز بگزار، و اگر بتوانى آن دو شب را تا روشن شدن هوا احيا بدار، و در آن دو شب غسل بجا آور، گفت: گفتم: اگر آن نماز را ايستاده نتوانم؟ فرمود نشسته بگزار، گفتم: پس اگر توان آن را نداشته باشم؟ فرمود: به روى بسترت بجا آور، گفتم: پس اگر نتوانم؟ فرمود: باكى بر تو نيست كه در اوّل شب با اندكى خواب چشم خود را گرم كنى. زيرا در ماه رمضان درهاى آسمان گشوده، و شياطين به بند كشيده، و اعمال- اعمال مؤمنين- پذيرفته مى‏شود، خوب ماهى است ماه رمضان، در زمان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله اين ماه را مرزوق مى‏ ناميدند.

10- و محمّد بن حمران، از سفيان بن سمط روايت كرده است كه گفت: از امام صادق عليه السّلام در باره شبهاى اميدوارى در ماه رمضان سؤال كردم، امام فرمود آن شبها شب نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوّم است، گفتم: پس اگر رخوتى يا علّتى دامنگير انسانى شود، كدام يك از اين سه شب مى‏تواند مورد اعتماد باشد؟ امام فرمود: بيست و سوّم.

11- و در روايت عبد اللَّه بن بكير، از زراره، از يكى از آن دو امام عليهما السّلام آمده است كه گفت: از آن امام در باره شبهائى از ماه رمضان كه غسل در آنها مستحبّ است، سؤال كردم، پس فرمود: شب نوزدهم، و شب بيست و يكم و شب بيست و سوّم و فرمود: شب بيست و سوّم شب «جهنى» است، و حكايت آن چنين است كه او به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله معروض داشت كه: منزل من از مدينه دور است، پس شبى را به من بفرماى تا به آنجا درآيم، پيمبر او را فرمود تا در شب بيست و سوّم به مدينه در آيد. مصنّف اين كتاب (ره) گويد: و نام جهنى عبد اللَّه بن انيس انصارى است.

در شب قدر و فضيلت روزه‏

خداوند متعال در آيات سوم و چهارم سوره دخان چنين فرموده است «ما آن قرآن را در شب فرخنده (قدر) فرستاديم. همانا كه ما بيم دهندگانيم. در آن شب هر كارى با حكمت مشخص مى‏ گردد.» گروهى گفته‏ اند مقصود از آن شب، شب قدر است و گروهى گفته‏ اند، شب برات است. (يعنى شب نيمه شعبان) «1» و خداوند متعال در آيه اول سوره قدر فرموده است «ما آن را در شب قدر نازل كرديم.» تا آخر سوره كه در باره شب قدر است. خداوند متعال در كتاب خود، هفت چيز را صفت مبارك (فرخنده) داده است. مكه را مبارك فرموده است و در آيه نود و ششم سوره آل عمران چنين مى‏فرمايد «نخستين خانه كه براى عبادت خلق بنا شده، همان است كه در بكه و فرخنده است.» به قرآن هم، مبارك اطلاق شده و در آيه نود و دوم سوره انعام فرموده است «و اين قرآن كتابى است كه ما آن را نازل كرديم با بركت بسيار.» به عيسى (ع) هم، صفت مبارك داده شده و در سوره مريم، آيه سى ام چنين فرموده است «مرا پيامبر قرار داد و هر كجا باشم مبارك گردانيد.» درخت زيتون را هم مبارك ناميده و در آيه سى و پنجم سوره نور فرموده است «مى ‏درخشد از درخت مبارك زيتون.» سرزمينى كه موسى (ع) در آن به شرف گفتگو با خداوند رسيد، در آيه سى ام سوره قصص، بقعه مباركه است. آب باران را هم مبارك ناميده و در آيه ششم سوره قاف فرموده است «و ما از آسمان آب مبارك را نازل كرديم.» گويد (يعنى شيخ صدوق) كه بيشتر مشايخ و استادان ما كه خداوند از همه‏ شان خشنود باد در اين موضوع اتفاق دارند كه شب قدر شب بيست و سوم رمضان است. امام صادق (ع) فرموده است، شب قدر آغاز و انجام سال است. «2» امام كاظم (ع) فرموده است، هر كس شب قدر غسل كند و تا طلوع سپيده، شب‏ زنده ‏دارى كند، از گناهان خود بيرون مى‏ رود. پيامبر (ص) فرموده‏ اند: هر كس از روى ايمان و براى رضاى خدا شب قدر را شب زنده دارى و عبادت كند، خداوند خطاهاى گذشته‏ اش را مى ‏آمرزد و پيامبر (ص) در عين حال كه همواره بر اين كار تشويق مى‏ فرمودند، بطور حتم نمى ‏فرمودند، كه امشب، شب قدر است. «3» امام باقر (ع) فرموده است، هر كس شب بيست و سوم رمضان را شب زنده دارى كند و صد ركعت نماز در آن بگزارد، خداوند روزى او را در دنيا فراخ مى‏ فرمايد و شر كسانى را كه با او ستيزه كنند از او كفايت مى ‏فرمايد و او را از سوختن در دنيا و زير آوار ماندن و شر دزدان و جانوران درنده محفوظ مى‏ دارد و بيم نكير و منكر را از او برطرف مى‏ فرمايد و هنگامى كه از گور خود بيرون آيد پرتو چهره‏ اش براى همه مردم محشر درخشان است و نامه عملش به دست راست او داده مى‏ شود و براى او آزادى از دوزخ و عبور از پل صراط و امان از عذاب مقرر مى ‏شود و بدون حساب وارد بهشت مى‏ شود و در آن از همنشينان پيامبران و صديقان و شهيدان و نيكوكاران‏ خواهد بود كه چه نيكو رفيقانى هستند. «4» امام باقر (ع) در يكى از موسم ‏هاى حج چون از عرفات به منى آمدند و وارد مسجد خيف شدند، مردم به حضورشان آمدند و از شب قدر پرسيدند. امام برخاست و پس از حمد و ثناى خداوند چنين فرمود: از من در باره شب قدر پرسيديد، از شما پنهان نمى ‏كنم كه من هم نمى‏ دانم كدام شب از رمضان است. ولى بدانيد هر كس كه ماه رمضان را درك كند و سالم باشد بايد روزه بگيرد و بخشى از شب را نماز گزارد و بر نمازهاى واجب خود مواظبت بيشتر كند و به نماز جمعه حاضر شود و بامداد عيد فطر در نماز عيد شركت كند. همانا شب قدر را درك و جايزه پروردگار را دريافت كرده است. «5» امام صادق (ع) مى‏گفته است، خداوند را جايزه‏هايى است كه همچون جوايز بندگان نيست. ابن عباس گفته است، شب قدر از اين جهت به قدر موسوم شده است كه در آن مقدرات، از آن شب تا سال ديگر تعيين مى‏شود. از مصيبت و مرگ و روزى و چيزهاى ديگر. «6» پيامبر (ص) فرموده‏اند: خداوند متعال به من و امتم هديه ‏يى ارزانى فرموده است كه اين كرامت را به امتهاى ديگر نداده است. پرسيدند: اين چه هديه‏يى است؟ فرمودند: گشودن روزه و شكسته خواندن نماز در سفر و هر كس چنين نكند، همانا هديه خدا را به او برگردانده است. «7» امام صادق فرموده است، براى روزه دار دو شادى است: يكى هنگام گشودن روزه و افطار، ديگرى هنگام ديدار خداوند متعال. پيامبر (ص) فرموده‏ اند: خداوند فرموده است، هر كارى كه آدمى انجام مى‏ دهد براى خود اوست جز روزه كه براى من است و خود پاداش آن را مى‏دهم (پاداش من داده مى‏ شود) و روزه، روز قيامت سپر بنده مؤمن من است. همان گونه كه در دنيا سلاح شما هر يك از شما را حفظ مى ‏كند. و همانا بوى دهان روزه ‏دار در پيشگاه خداوند خوشبوتر از بوى مشك است و روزه ‏دار چون روزه مى‏ گشايد، دو شادى مى ‏يابد: يكى به خوردن و آشاميدن و ديگرى هنگامى كه مرا مى‏ بيند و او را وارد بهشت مى ‏كنم. «8» پيامبر (ص) فرموده‏ اند: روزه‏ دار تا هنگامى كه از مسلمانى غيبت نكند، در حال عبادت است، هر چند در بستر خود خوابيده و آرميده باشد و نيز فرموده‏ اند هر كس براى خشنودى خداوند يك روز، روزه مستحب بگيرد، آمرزش الهى براى او واجب مى‏ شود. «9» امام صادق (ع) فرموده است هر كس يك روز در گرما روزه بگيرد و تشنه شود، خداوند هزار فرشته بر او مى‏گمارد كه بر چهره‏اش دست مى‏كشند و به او تا هنگام افطار بشارت و مژده مى‏ دهند. «10» و خداوند متعال مى‏فرمايد: چه خوش است بوى دهان تو و روح تو، اى فرشتگان من! گواه باشيد كه او را آمرزيدم. امير المؤمنين على (ع) فرموده است، روزه ماه رمضان و سه روز از هر ماه وسوسه سينه‏ها را مى‏زدايد. هر كس سه روز از هر ماه روزه بگيرد، چنان است كه تمام سال را روزه گرفته باشد. كه خداوند مى‏فرمايد، هر كس كار پسنديده‏يى انجام دهد ده برابر آن براى اوست. پيامبر فرموده‏ اند: هر چيز را زكاتى است و زكات بدن روزه است. «11» امير المؤمنين على (ع) فرموده است، چه بسيار روزه گيرى كه از روزه خود بهره‏يى جز تشنگى ندارد و چه بسيار نمازگزارى كه از آن بهره‏يى جز رنج براى او نيست. «12» امام صادق به محمد بن مسلم فرموده است، اى محمد! چون روزه مى‏گيرى گوش و چشم و زبان و گوشت و پوست و خون و موى تو روزه بدارد و روزى كه روزه مى‏گيرى چون روزى كه روزه نمى‏گيرى نباشد. «13» و فرموده است همانا روزه‏گير شما در باغهاى بهشت مى ‏خرامد و فرشتگان تا هنگام افطار براى او دعا مى ‏كنند. پيامبر فرموده‏اند: خواب روزه‏دار عبادت و نفس كشيدنش تسبيح است. «14» ابو هريره گفته است، هر كس روز هيجدهم ذى حجه را روزه بگيرد، خداوند براى او پاداش شصت ماه روزه مى‏نويسد و آن روز غدير خم است كه پيامبر (ص) دست على (ع) را گرفت و به مسلمانان فرمود، آيا من ولى مؤمنان نيستم؟ گفتند، آرى اى رسول خدا چنين است، فرمود هر كس من مولاى اويم، على مولاى اوست. عمر به على (ع) گفت، به به اى على كه مولاى من و مولاى هر مسلمان شدى و خداوند اين آيه (بخشى از آيه سوم سوره مائده) را نازل فرمود كه «امروز دين شما را به حد كمال رساندم و نعمت خويش را بر شما تمام كردم.» و از برخى از ائمه نقل شده كه فرموده‏اند، هر كس روز غدير خم را روزه بگيرد و آن را مبدل نكند، خداى پاداش روزه دهر براى او مى‏نويسد. «15» امام صادق فرموده است، هر كس روز بيست و هفتم رجب را روزه بگيرد، خداوند براى او پاداش روزه هفتاد سال مى‏نويسد. «16» و روايت شده است كه روزه آن روز، كفاره شصت ماه روزه است. روايت شده است، هر كس روز بيست و پنجم ذى قعده را كه روز گسترش زمين از زير كعبه (دحو الارض) است روزه بگيرد، خداوند گناه هفتاد سال او را مى‏ پوشاند. «17» روز هفدهم ربيع الاول كه روز ولادت پيامبر (ص) است، هر كس روزه بگيرد خداوند براى او پاداش شصت سال روزه مى ‏نويسد. «18»

کلید واژگان (برچسب ها): 

منابع: 

«1» قاموس قرآن، ج‏5، ص: 253- 255

«2» گزيده كافى‏؛ نوشته كلينى، محمد بن يعقوب- بهبودى، محمد باقر، ص 194-195

«3»من لا يحضره الفقيه / ترجمه غفارى، على اكبر ومحمد جواد و بلاغى، صدر، ج‏2، ص: 502

«4»روضة الواعظين / ترجمه مهدوى دامغانى، ص: 556-560

 

پاورقی ها: 

«1» براى اطلاع بيشتر در اين مورد به تفسير تبيان شيخ طوسى، ص 222، ج 9، چاپ نجف و به مجمع البيان شيخ طبرسى، ص 61، ج 9 و 10، چاپ 1370 ق.، بيروت، مراجعه فرماييد، و براى اطلاع بيشتر از ديگر آيات كه فتال نيشابورى اشاره نكرده است به بحث مرحوم علامه مجلسى (رضي الله عنه) در صفحات 1 و 2 جلد 97 بحار الانوار، چاپ جديد، مراجعه شود. م.

«2». گفتار صدوق و روايت حضرت صادق به نقل از خصال صدوق در بحار الانوار، ص 16، ج 97، آمده است. م.

«3». در فضائل الاشهر الثلاثه، صدوق، ص 136، ذيل شماره 144 با اندك اختلافى آمده است. م.

«4». فضائل، ص 138، ذيل شماره 148 و نيز در وسايل شيخ حر عاملى به نقل از روضة الواعظين آمده است. م.

«5». اين روايت و توضيح بعدى حضرت صادق در ثواب الاعمال، ص 89، ذيل شماره سوم «فضل شهر رمضان» آمده است. م.

«6». نظير اين موضوع در عيون اخبار الرضاى صدوق، ص 182، ج 1، از قول حضرت رضا آمده است. م.

«7». به نقل از صفحه 10، جلد اول، خصال صدوق، در صفحه 322، جلد 96، بحار الانوار آمده است. م.

(8). هر دو روايت به نقل از صفحه 24 جلد اول خصال در صفحه 248 و 249 جلد 96 بحار الانوار آمده است. م.

(9). هر دو روايت به نقل از ثواب الاعمال و امالى صدوق (رضي الله عنه) در صفحه 247 همان جلد بحار الانوار آمده است. م.

(10). همچنان از همان دو كتاب در همان صفحه بحار الانوار، آمده است. م.

(11). گفتار حضرت امير در صفحه 97 فضائل الاشهر الثلاثه صدوق و گفتار رسول خدا در صفحه 72 محاسن برقى آمده است. م.

(12). ذيل شماره 138 كلمات قصار امير المؤمنين (ع)، در صفحه 144 نهج البلاغه، چاپ آقاى فيض الاسلام، 1328 شمسى، آمده است.

(13). دو روايت نظير اين، از كتاب فقه الرضا و نوادر در صفحه 292 جلد 96 بحار الانوار آمده است. م.

(14). قرب الاسناد حميرى، ص 62. م.

(15). صفحه 2 و 3 امالى صدوق و دنباله آن در صفحه 100 ثواب الاعمال، چاپ استاد محترم آقاى غفارى، آمده است. م.

(16). هر دو روايت با ذكر سلسله اسناد از امام صادق (ع) در صفحات 20 و 39 فضائل الاشهر الثلاثه صدوق و هم در صفحه 329 جلد 7 وسائل الشيعه، چاپ جديد، از كافى و تهذيب هم آمده است. م.

. (17)نظير اين روايت از ثواب الاعمال صدوق، در صفحه 122 جلد 97 بحار الانوار، نقل شده است. م.

(18). در صفحه 120 همان جلد بحار الانوار، از كتاب كنز الكراجكى آمده است كه پاداش يك سال روزه براى او نوشته مى ‏شود. م.

تاریخ بازیابی: 

سه‌شنبه, July 15, 2014